آقای استیوسون! حرفمان را روی تشک می‌زنیم!

آقای استیوسون! حرفمان را روی تشک می‌زنیم!

به گزارش “ورزش سه”، امیرحسین زارع که روز گذشته در فینال لیگ برتر کشتی آزاد روی تشک رفت، امروز در برنامه دایره طلایی حاضر شد و به سوالاتی درباره اتفاقات یک سال اخیر پاسخ داد.

 

سال بسیار خوبی را سپری کردم
بعد از مسابقات لیگ ما وارد اردوهای تیم ملی شدیم، تمرینات خیلی سختی را پشت سر گذاشتیم، جا دارد تشکر ویژه ای از غلامرضا محمدی سرمربی وقت تیم ملی و ابراهیم مهربان مربی سنگین وزن تیم ملی داشته باشم. آن کادر واقعا تا المپیک زحمت کشیدند و خداراشکر که از المپیک هم دست خالی برنگشتیم. بعد از آن کادرفنی عوض شد و پژمان درستکار با صلابت، تدبیر و برنامه خاص تیم را خوب جمع کرد و ما به جهانی نروژ رفتیم، همه چیز آنجا مهیا شد و درنهایت سال بسیار خوبی برای منِ امیرحسین زارع بود، خیلی از این بابت خدارا شکر می کنم که این اتفاق افتاد و امیدوارم با استفاده از تجربه بزرگتر ها و آموختن از آنها به این قهرمانی ها تداوم ببخشم.

 

به خودم گفتم می خواهم مثل علیرضا سلیمانی باشم
قهرمانی در جهان یک حس غیرقابل وصف برایم به همراه داشت. قبل از جهانی در خانه کشتی شهید هادی تمرین می کردیم، عکس زنده یاد علیرضا سلیمانی را می دیدم که در سنگین وزن تنها دارنده مدال طلای جهان بود و از خدا می خواستم این مدال را تکرار کنم. وقتی این اتفاق برای من رقم خورد، آنقدر حس خوبی داشتم که سعی کردم خوشحالی خودم را با همه مردم ایران سهیم باشم و آن تاج نمادین که روی تشک روی سرم گذاشتم، درواقع تاجی بود که بر سر مردم ایران گذاشتم.

 

برای مبارزه با پتریاشویلی برنامه داشتم
برای مبارزه با پتریاشویلی تاکتیک خاصی را با پژمان درستکار تمرین کرده بودیم که اگر حریف پایم را گرفت، تسلیم نشوم و به گوشه تشک بیایم تا نتواند بارانداز بزند و این را اجرا کردم و موفق هم بودیم. متاسفانه در المپیک اتفاقاتی در وسط کشتی افتاد که من تجربه کمی داشتم و نتوانستم فراز و نشیب های کشتی را هضم کنم. کشتی از دستم دررفت و این برای من که فقط برای رسیدن به طلا تمرین کرده بودم، خیلی سنگین تمام شد ولی در ادامه روی اشتباهاتم کار کردم و درآن تایم کوتاه بین المپیک و جهانی، سعی کردم اشتباهات المپیکم را تکرار نکنم.

 

من و استیوسون حرفمان را روی تشک می زنیم
بعد از جهانی تمریناتم را کم کردم اما رها نکردم. بعد از اینکه خبر کشتی گرفتن در آمریکا را شنیدم، از اینکه فرصتی ایجاد شده که با استیوسون کشتی بگیرم، خوشحالم. در المپیک دوست داشتم با او رودررو شوم اما نشد. بعد هم به جهانی نیامد، او قهرمان بزرگی است و ما هم حرف مان را روی تشک می زنیم.

 

شبانه روز برای شکست آکگول و پتریاشویلی تمرین کردم
من پیش از جهانی به این باور رسیده بودم که حتما مدال را خواهم گرفت و در نروژ برای رنگ مدال می جنگیدم. با توجه به قرعه من در اسلو و اینکه با طاها آکگول ترک در یک گروه بودیم، شبانه روز تمرین می کردیم که در نروژ طلا بگیرم. من برای شکست هر دوی آنها (پتریاشویلی و آکگول) به نروژ رفته بودم.

 

پدر و مادرم به خاطر استرس مسابقات من شکسته می شوند
در این مدت طولانی که کنار خانواده های ما نبودیم آنها هم از نبود ما و هم از استرس مسابقات مان خیلی اذیت شدند. من به هر مسابقه ای می روم، شکسته شدن پدر و مادرم را بابت استرس آن مسابقه می بینم. دست شان را می بوسم، هر چه دارم مدیون خانواده عزیزم هستم. از مردم هم ممنونم، بعد از نروژ بعضی روزها تا بامداد مهمان از شهرهای دیگر داشتیم و این مسئولیت من را سنگین می کند. من شرمنده محبت همه مردم شدم، کسب این مدال، کمترین چیزی بود که یک مقدار خوشحالی را در این وضعیت اقتصادی و همچنین کرونا که بعضی از مردم عزیزان شان را به خاطر بیماری از دست داده بودند، به آنها هدیه کرد.

 

مدالم را تقدیم امام رضا(ع) کردم
من از بچگی ارادت ویژه ای به امام رضا داشتم و خیلی جاها که دیگران شاید باورشان نشود، دستم را می گرفت. قبل از جهانی گفتم یا علی ابن موسی الرضا می شود طلای جهانی را بعد ۳۲ سال بگیرم. یک عزیزی که میزان ارادت من را به امام رضا (ع) نمی دانست، گفت ان شاءالله طلای جهان را بگیری و خدمت امام رضا ببری. همانجا نیت کردم و بعد این افتخار نصیب من شد و امام رضا من را طلبید و آن لباس خادمی بر تن من شد. این یک اتفاق دلی بود و من حتی آن روز که با دکتر دبیر برای کار خادمی به مشهد رفتیم، آرام مدالم را از ساکم درآوردم و خدمت آقای رحمتی نامی، گفتم می خواهم مدالم را تقدیم امام رضا کنم، اما مراحلش را بلد نیستم و این کار را خودتان انجام دهید. من دنبال هیچ مراسمی نبودم و گفتم این مدال مال من نیست، لیاقت امام رضا فقط طلاست و امیدوارم بتوانم سالیان سال فقط طلا تقدیم آستانش کنم.

 

 

نمی خواهم وزنم را بالاتر ببرم
۱۱۷ کیلو هستم، اگر وزنم را بالا ببرم، توانایی کشتی ام پایین می آید. چیزی که من را از سایر سنگین وزن ها متمایز می کند همین سرعت و چابکی ام هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.