سریال ترکی دختر سفیرسریال ترکیه ایفرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر + جزئیات قسمت ها

سریال ترکی دختر سفیر مجموعه تلویزیونی عاشقانه، درام ترکی است. این مجموعه تلویزیونی از تاریخ ۱۶ دسامبر ۲۰۱۹ به کارگردانی امره کاباکوشاک شروع به پخش کرد. داستان و فیلمنامه مجموعه نوشته عایشه فردا اریلماز و صدف نهیر اردم (نویسندگان فصل اول سریال موفق تو بگو دریای سیاه) است و توسط کمپانی‌ های ان‌جی‌ام و او۳ مدیا تولید می‌شود. در این مطلب از سایت جدولیاب شاهد خلاصه داستان قسمت اول تا آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر می باشید. با ما همراه باشید.

خلاصه داستان قسمت آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر + جزئیات قسمت ها

خلاصه داستان سریال ترکی دختر سفیر

سانجار و ناره از جوانی یکدیگر را دیوانه‌وار دوست دارند، اما پدر این دختر مخالف رابطه آن‌ها بود. ناره و سانجار تصمیم می‌گیرند فرار کنند و مخفیانه ازدواج کنند. شب بعد از عروسی سانجار گمان می‌کند ناره به او خیانت کرده‌است و حرف‌های ناره را باور نمی‌کند، لذا او را از کلبه‌شان بیرون می‌کند. ناره خود را از صخره به پایین پرت می‌کند و به سختی مجروح می‌شود. ناره بعد از آن ناپدید می‌شود و داستان آن‌ها به افسانه ای تبدیل می‌شود که ترک‌ها برایشان شعر گفته‌اند. سانجار گمان می‌کند ناره به راحتی او را ترک کرده‌است و به دنبال زندگی تازه‌ای به اروپا رفته‌است. سال‌ها بعد ناره دوباره در زندگی سانجار ظاهر می‌شود. او در لحظه‌ای که سانجار قصد ازدواج دارد، با دختر بچه ای ظاهر می‌شود و تصمیم می‌گیرد زندگی جدیدی را آغاز کند. سانجار پس از ورود دوبارهٔ ناره به زندگی اش، دوباره بهم می‌ریزد و سعی در بیرون کردن ناره از زندگی اش دارد اما با اتفاق‌های عجیب و مرتبط بهمی که در ادامه داستان می‌افتاد ورق بر می‌گردد و سانجار به دنبال حقیقت ۸ سال پیش می‌رود.

اسامی بازیگران

انگین آکیورک  Engin Akyürek ، نسلیهان آتاگل دوغلو Neslihan Atagül Doğulu، تولین یازکان Tülin Yazkan، غنچه جلاسون Gonca Cilasun و اوراز کایگیلاراوغلو Uraz Kaygılaroğlu میباشند.

تاکنون ۶۹ قسمت که جزء فصل اول این سریال بوده است پخش شده شما می توانید خلاصه داستان های فصل دوم این سریال را در این مطلب مطالعه کنید.

 

خلاصه داستان قسمت آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر + جزئیات قسمت ها


خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی دختر سفیر

سنجر مثل دیوانه ها کلبه جنگلی که میعادگاه او و ناره بود را به هم ریخته و شیشه هایش را شکسته و درش را از جا کنده. گاوروک با چشم های نگران و غمگین همانجا ایستاده و به او نگاه میکند. سنجر این کار هارا میکند چون ناره وقتی فهمید بنفشه حامله است به سنجر گفت توبه نصوح میکنم که دیگه اسمت رو به زبون نیارم. سنجر میداند که دیگر هر تلاشی برای بدست آوردن ناره بیفایده است و داد میزند. ناره تلاش میکند که ملک را حالی کند که به زودی صاحب خواهر یا برادری خواهد شد ولی مادر کودک بنفشه خواهد بود. ملک بقدری ناراحت میشود که حرفش را پس میگیرد و متوجه میشود که ملک تحمل شنیدن این موضوع را ندارد. عاتکه و نجرت برای مراقبت از بنفشه به خواست او مهمان عمارت افه اوغلو هستند و این باعث ناراحتی اعضای خانواده شده است. بنفشه سر میز سراغ سنجر را میگیرد و بعد جیغ میکشد که درد دارد. عاتکه او را به اتاق برمیگرداند و بنفشه از نجرت میخواهد شماره ناره را گیر بیاورد چون میخواهد بادادن خبر حامله بودنش پای ناره را از زندگی اش قطع کند. اما نجرت قبول نمیکند و بنفشه لباس میپوشد و به سمت خانه ناره میرود. یحیی به خواست خالصه برای برگرداندن الوان میرود. الوان قبول نمیکند با یحیی برگردد و به ناره میگوید من از زندگی با تو و ملک راضی ام و دوست ندارم به اون عمارت که با خفت از اونجا رونده شدم برگردم. ناره غمگین به او میگوید اگر حضانت ملک را به او بدهند به زودی عازم سوییس خواهد شد و الوان دلیل این کار ناره را میپرسد. ولی درهمین حال سنجر و گاوروک وارد خانه میشوند و سنجر از ناره میخواهد به چشم های او نگاه کند و اسمش را صدا بزند.

ولی ناره یاد روزی می افتد که از سنجر خواسته بود بجای این که او را دختر سفیر صدا بزند ناره بگوید. ولی سنجر جواب داده بود از پشت به من خنجر زدی و خیانت کردی همینه و حالا ناره میگوید تو خیانت کردی و من توبه ام رو نمیشکنم. و بعد از او میخواهد از خانه اش برود و با دیدن گدیز هم او را به داخل خانه دعوت میکند که این باعث حسادت سنجر میشود. سنجر ملک را هم برمیدارد و باهم سر کار میروند و از آن طرف زهرا به خانه ناره میرسد و در خانه او گدیز و زهرا و الوان سر میز صبحانه مینشینند. گیدیز با اشتها شروع به غذا خوردن میکند و زهرا میگوید ناره به سوییس میره،بنفشه حامله شده و الوان آواره میشه و تو هم بدون ناره میشی.
چطور میتونی اینطوری راحت باشی؟ گیدیز میفهمد که زهرا هم مثل الوان از عشق او به ناره خبر دارد. زهرا از الوان میپرسد که اگر ناره به سوییس برود او چه خواهد کرد؟ الوان از جواب دادن به او درمانده میشود. ناره هنوز عصبانیست و در اتاق گریه میکند. از طرفی ملک در ماشین به سنجر میگوید امروز مادرم به من گفت که قراره خواهر یا برادری داشته باشم. من فقط میخوام که مادر خودم بچه دار بشه نه بنفشه.برای همین تو باسد بنفشه رو طلاق بدی و با مادرم ازدواج کنی. گاوروک لبخند میزند و سنجر که میداند بیچاره شده به فکر فرو میرود.

خلاصه داستان قسمت آخر فصل دوم سریال ترکی دختر سفیر + جزئیات قسمت ها

 

[تعداد: ۱   میانگین: ۱/۵]

l

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن