سریال ترکی جدیدسریال ترکی دختر سفیرسریال ترکی عاشقانهسریال ترکیه ایسریال خارجیسریال های در حال پخش ترکیه

داستان کامل قسمت ۴۸ سریال ترکی دختر سفیر

داستان کامل قسمت ۴۸ سریال ترکی دختر سفیر به همراه خلاصه ای از جزئیات و ماجرای خواندنی سریال ترکی Sefirin Kizi در قسمت ۴۸ را اینجا بخوانید. سریال دختر سفیر را شرکت NGM Media و O3 Turkey Medya تولید کرده است. این مجموعه در سال ۲۰۱۹ و در ژانر درام ساخته شده و نام انگلیسی آن The Ambassador’s Daughter است. بازیگران مشهور این سریال Neslihan Atagül و Engin Akyürek هستند. دختر سفیر اقتباسی از یک مجموعه تلویزیونی کره ای ست که از شبکه Star TV پخش می شود.

داستان کامل قسمت ۴۸ سریال ترکی دختر سفیر
قسمت ۴۸ سریال ترکی دختر سفیر

گیدیز در مقابل درخواست ناره برای دادن یک میلیون یورو به او با او شرط می گذارد که به شرطی پول را به او خواهد داد که در شرکت او کار کند. ناره با ناراحتی می گوید: «ما با سنجر قرار گذاشتیم که او برای من و ملک خانه بگیرد من هم در شرکت تو کار نکنم. در ضمن اگر کنار تو باشم شراکت تو و سنجر به هم خواهد خورد. » گیدیز به او اطمینان می دهد که بعد از جریان موگه و آکین دیگر مطمئن شده آنها برای همیشه با هم شریک باقی خواهند ماند. ولی باید تکلیف سنجر مشخص شود یا به من اطمینان کند یا نکند… در خانه روستایی گارورک، قرار می شود زهرا شب را آنجا بماند. گاوروک به او لباس راحتی می دهد و خودش در بیرون از خانه می نشیند. فکر او درگیر زهرا شده است. سنجر هم که از دیر کردن ناره نگران است جلوی خانه ی روستایی می نشیند و منتظر او می ماند.

وقتی صبح چشمش به ناره می افتد می گوید: «بنا به درخواست ملک امروز سه نفری میرویم تا برای شما خانه اجاره کنیم. » از آن طرف یحیا که با الوان قهر کرده است جلوی شرکت داخل اتومبیل خوابش برده. دودو او را می بیند و از خواب بیدارش می کند و می گوید همیشه دوست داشته اتومبیلی مثل مال یحیا داشته باشد. یحیا هم او را سوار ماشین می کند و سوِییچ را دست او می دهد تا براند. سپس دو نفری با هم ناهار می خورند. دودو می گوید: «میدانم چرا از زنت قهر کرده ای… گلیسه تمام ماجرای عمارت را تعریف کرده است.

اینکه سنجر خالصه را از عمارت بیرون انداخته و با تو هم سر آزاد کردن نجرت از زندان سرسنگینی می کند. الوان هم سر همین با تو درگیر شده است. » و ادامه میدهد: «من به سنجر حق می دهم که مادرش را نبخشد ولی کار تو در کمک کردن به مادرت کاملا درست است. سنجر نباید به تو گیر بدهد. » و دستش را روی دست یحیا می گذارد. یحیا با قدردانی به او نگاه می کند. در خانه روستایی، زهرا وقتی می بیند سنجر نگران و غمگین است می گوید: «میدانم که به خاطر دادگاه مادرم نگران هستی. واقعا تو می خواهی به عنوان شاهد ناره به دادگاه بروی؟ » سنجر نمی داند چه جوابی بدهد و گاوروک رو به او می گوید: «بهتر است در این مورد با ناره صحبت کنی. » سپس سنجر به همراه ناره و ملک برای اجاره کردن خانه می روند.

و وقتی ناره از سنجر می پرسد که آیا از دست او دلخور است یا نه سنجر جواب می دهد: «من از پنهان کاری های تو ناراحت هستم وگرنه نمی خواهم حقت پایمال شود. » آنها بالاخره خانه مورد نظر را پیدا می کنند. و ناره از فرصت استفاده می کند و می گوید: «برای دادن اجاره خانه بهتر است برای مدتی همچنان در شرکت گیدیز کار کنم چون حقوقش زیاد است. » سنجر می گوید: «ملک را به تو دادم، خانه هم برایت گرفتم پس شورش را در نیاور و زورگویی نکن! » و در ضمن با مرد بنگاهی که خانه را از او اجاره کرده اند تبانی می کند که قیمت اجاره را با ناره ارزان حساب کند و پول پیش هم نگیرد. بعدا خودش همه چیز را حساب خواهد کرد.

در مونته نگرو، شخصی که آکین او را مامور پیدا کردن دوستان ناره کرده از راه می رسد و عکس و مشخصات تمام دوستان ناره در کشورهای مختلف را به دست اکین می دهد. آکین هم از بین آنها ایزابلا را می شناسد و از آن مرد می خواهد تا او را برایش پیدا کند. سفیر به راننده ی خود کرم که حالا خدمتگذار آکین شده است زنگ می زند و می گوید: « آکین به من بدهکار است و تو باید او را برایم پیدا کنی. » سنجر بعد از اجاره کردن خانه با قرار قبلی به دیدن موگه می رود تا اطلاعاتی در مورد آکین از او کسب کند. موگه و گیدیز در قایقی منتظر سنجر هستند.

گیدیز به خواهرش می گوید: «تو مثلا روانشناس هستی! چطور نتوانستی در طول ۹سال آکین را بشناسی؟! در ضمن وقتی سنجر آمد درمورد ویدیویی که ناره به ما نشان داد چیزی بروز نخواهی داد. » موگه می گوید: «ولی باید به او بگویم تا انتقام من و ناره را بگیرد. » گیدیز جواب می دهد: «ناره نمی خواهد سنجر به خاطر کشتن آکین گرفتار قانون شود. » موگه ادامه می دهد: «ولی تو هم مثل برادر رفتار نکردی… اگر دلت میسوخت بغلم میکردی و دلداریم میدادی. » گیدیز با چشمان اشک آلود از قایق خارج می شود و با سنجر روبرو می شود و به او می گوید: «احساس آدم فریب خورده را دارم. »

سنجر می گوید: «پس خبر نداری فریب خورده ی واقعی من هستم. یحیا نجرت را از زندان آزاد کرد. » گیدیز در ادامه ی حرف او می گوید: «و ناره هم شکایت خواهد کرد و تو شاهد ناره خواهی بود… » سنجر که نمی خواهد ناره بیشتر از این با گیدیز ارتباط داشته باشد با دلخوری می گوید: «برای ناره خانه گرفتم. از این به بعد نه در خانه تو خواهد ماند نه با تو در این شرکت کار خواهد کرد!

 



⇐ برای دیدن مطالب بیشتر به لینک های: سریال ترکی عاشقانه ، سریال ترکی جدید، سریال ترکیه ای و سریال های در حال پخش ترکیه مراجعه کنید.


l

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن